close
چت روم
بهشت
آخرين ارسال هاي انجمن



نوشته شده توسط admin در تاريخ یکشنبه 24 ارديبهشت 1391

بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.

 

آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ادامه مطلب . . .
امتياز : | نظر شما :
تعداد بازديد : 57




هر 30 ثانیه قالب ذخیره شود ؟ :








هر 30 ثانیه قالب ذخیره شود ؟ :