close
چت روم
آخرين ارسال هاي انجمن



نوشته شده توسط admin در تاريخ جمعه 29 ارديبهشت 1391

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»

رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»

مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمیدانست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کند. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی رفته و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخرد. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی‌ها را فروخت. در کمتر از دو ساعت، توانست سرمایه‌اش را دو برابر کند. این عمل را سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خانه برگشت. مرد فهمید میتواند به این طریق زندگیش را بگذراند و شروع کرد به این که هر روز زودتر رفته و دیرتر برگردد خانه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. تا زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون و به زودی ناوگان خودش را در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت...

پنج سال بعد، این مرد یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده‌اش برنامه‌ریزی کند و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی را انتخاب کرد. وقتی صحبت به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراطوری در شغل خودتان به وجود بیاورید. میتونید فکر کنید به کجاها میرسیدید اگر یک ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت...

ادامه مطلب . . .
امتياز : | نظر شما :
تعداد بازديد : 70
برچسب ها : زندگی عجیب آبدارچی مایکروسافت! , آبدارچی مایکروسافت , زندگی عجیب آبدارچی ,




هر 30 ثانیه قالب ذخیره شود ؟ :








هر 30 ثانیه قالب ذخیره شود ؟ :